عشق
عاشق و معشوق

    نیمه ی پنهانم از پنجره سرک می کشید.پشت یخچال قایم شده بودم،او نمی توانست پیدایم کند.بیشتر خم شد و من وجودش را حش کردم.بار دیگر سرک کشید،دیدمش.آه خدایا این منم؟ چه قدر رنگ پریده و تنها!از کی این طور شد؟ به خاطر می آورم چه طور پیدا و نهانم با جوجه گنجشک های تو سوراخ بالای پنجره ی اتاقم بازی می کردند.من از روی بوته های اطراف مدرسه کفش دوزک پیدا می کردم و نهان بالشان را می کند و ما با هم به آن کوچولوها غذا میدادیم.گاهی هم ملخ یا کرم سرو میکردیم!    به یاد دارم که در گورستان قدم میزدیم و او هیچ هراسی نداشث.عاشق قطعه ی هنرمندان بود،می گفت هوایش جور دیگریست.کنار مزار یک پیکر تراش می نشست و به عکسش خیره می شد.شاید کلاه کج استاد برایش داستانی داشت.می نشست و با او گپ می زد و من به گنجشک ها خرده کیک میدادم.    خوب به خاطر دارم که همیشه و همه جا همراهم بود و با من حرف میزد.اولین بار که عاشق شدم را به روشنی در ذهن دارم.آن روز که راز خود را به نهان گفتم صحنه ای از خنده،گریه و فریاد اجرا کرد و این اول بار بود که از او ترسیدم و پنداشتم «این من نیستم.»با او بحث کردم و اوغمگین شد و از پیدایم گریخت.من با معشوقم سر گرم بودم ،تمام اوقاتم را با او می گذراندم،با یاد او و با عطش او.نهان نیز عاشق شد،عاشق امیری که سرور خود میدانست و می گفت او را یافته است روزی در کوچه های همین حوالی و با او قدم میزد در میان برگ هایی که به جبر باد نغمه سرایی می کردند.    اولین بار که طعم شکست را چشیدم تنها نهان برایم گریست.از آن روز امیر را بین خود به اشتراک گذاشتیم.او دو دست داشت و به راحتی هر دومان را در آغوش میکشید.سر بر سینه اش میفشردم و به آوای قلبش گوش می سپردم.    اعتراف می کنم که ناسپاس بودم.با خود اندیشیدم امیر تنها یک رویاست برخواسته از کاستی های درونی ام.خواستم بر پیدایم بیافزایم و او را از خود راندم.بار دیگر عاشق شدم و این بار عشقی هزاران بار سنگین تر را بر دل کوفتم و باز هم شکست خوردم و بسیار گریستم.این بار امیر است که مرا طرد می کند.دیگر دستی برایم ندارد و سخنی نمی گوید.غریب وار گوشه ی اتاق می ایستد و نگاهم میکند و این نگاه سنگین انگار حرفی دارد«تو خیانت کاری ای بی لیاقت».    با این حال نهان هنوز به فکر من است.دیشب صدایش را شنیدم که زیر گوش امیر پچ پچ می کرد وامروز اینگونه سرک می کشد.آه خدای من چه قدر ضعیف شده است.   smilie

?Pardis | 1387/5/10 |  پیوند  | 3 نظر | ارسال نظر
WWW.P2P.COO.IR | 1387/5/10
فرهاد گفت:
سلام
مب خوبی داری ولی یکم تکراریه یعنی مثل بقیه دخترا درباره عشق نوشتی ولی بازم جالبه
اگه خواستی تبادل لینک کنیم خبرم کن
فعلا
نظر | 1387/8/8
مه گفت:
سلام
حرف فرهاد رو جدی نگير وبت قشنگی داری
اگه همين طوری ادامه بدی وبت خيلی بازديد پيدا ميکنه

کسب درآمد عالی و مطمئن برای صاحبان سایتها و وبلاگ ها | 1388/9/26
HDGOU/HYFbr2U گفت:
بهترين و مطمئن ترين سايت تجارت الکترونيکي برای صاحبان سايتها و وبلاگ ها
بدون محدوديت در استفاده از کد ها در سرويس دهندگان وبلاگ
هم اکنون عضو شويد
صفحه قبل «|» صفحه بعد